سديد الدين محمد عوفى

469

متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )

تاج‌دار كند و بسيار كلام بود « 1 » كه « 2 » تاج‌دار « 3 » ، اگر به وقت گفته شود و « 4 » به سمع رضا بشنود چون آب حيات جان افزايد « 5 » ، و اگر به ناوقت « 6 » ادا كرده آيد و شنونده « 7 » در مقام سخط باشد « 8 » چون زهر قاتل بگزايد « 9 » . و آنچه « 10 » مصطفى عليه السلام « 11 » مىفرمايد انّ اللّه ليبغض الرّجل البليغ الذى يلفت « 12 » بلسانه كما تلفت « 13 » البقرة الخلأ بلسانها اشارتست بدان كه اگر « 14 » جايى سخن مر مرد را سرمايه است « 15 » جايى خاموشى هم وى را پيرايه « 16 » است « 17 » . و اما در اين باب حكايتى چند « 18 » كه تعلق به سكوت و نطق « 19 » دارد ايراد كرده خواهد آمد بعون اللّه « 20 » . حكايت « 21 » ( 1 ) [ حكايت مرد ديباباف كه زبان را نگاه نتوانست داشت و دزدى كه او را از مجازات راى هند رهايى داد ] در بعضى از « 22 » كتب هندوان مسطورست كه شبى دزدى استاد به هر طرفى « 23 » مىتاخت « 24 » و به هر جانب گذر مىكرد ، در اثناى « 25 » راه « 26 » گذر او بر كارگاه ديبابافى افتاد « 27 » كه جامهء « 28 » لطيف و زيبا مى - بافت و انواع تكّلف در آن به كار مىبرد « 29 » و اصناف « 30 » نقش‌هاى بديع و صورت‌هاى دلفريب در آن پديد آورده و نزديك آمده « 31 » بود كه آن جامه

--> ( 1 ) بنياد : گوينده باشد ( 2 ) بنياد + گوينده را ( 3 ) مپ 2 + شود ، مج + گرداند ، مج - و بسيار كلام . . . دار ( 4 ) مج + مستمع ( 5 ) متن : افشاند ( 6 ) مج و بنياد : بىوقت ( 7 ) مپ 2 - شنونده ( 8 ) مپ 2 : بود و ( 9 ) مج : بگذارد ( 10 ) مج + حضرت ( 11 ) مج : صلى اللّه عليه و سلم ( 12 ) متن : يلتفت ، بنياد : يليف ( 13 ) متن : بلغت ، بنياد : يلعب ( 14 ) متن و مپ 2 و بنياد - اگر ( 15 ) همه نسخ + و . حذف آن قياسى است ( 16 ) مج - ويرا پيرايه ( 17 ) مج : بود ( 18 ) متن - چند ، مج : حكاياتى ( 19 ) متن - و نطق ( 20 ) مج : بمشية اللّه تعالى و عونه ( 21 ) مج + مصداق اين حكايت است كه ( 22 ) مپ 2 - از ( 23 ) مپ 2 و مج : طرف ( 24 ) مج : مىانداخت ( 25 ) مپ 2 + آن ، مج + دور ( 26 ) مج : طرف ( 27 ) مج : افتاده ( 28 ) مج + ديبا ( 29 ) مپ 2 : تكلف بدان كار مىبرد ، مج : برده ( 30 ) مج - اصناف ( 31 ) مپ 2 - آمده